الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
17
الغدير ( فارسي )
3 - حبة بن جوين عرنى ، ابو قدامهء بجلىّ - صحابى ، متوفاى 76 ر 79 حافظ ابن مغازلى شافعى در « المناقب » از ابي طالب ، محمّد بن احمد بن عثمان ، از ابي عيسى حافظ روايت نموده كه او روايت را مىرساند به حبّهء عرنى و او داستان روز غدير و استشهاد على عليه السّلام را بدان با سوگند دادن ذكر مينمايد ، تا آنجا كه گويد : پس دوازده تن از اهل بدر برخاستند كه از جملهء آنها ، زيد بن ارقم بود ، و گفتند : ما گواهى ميدهيم كه شنيديم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم ميفرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه . . بشرح حديث . و در صفحه 54 جلد 1 از دولابى مذكور گرديد كه باسنادش از ابي قدّامه روايت كرده كه على عليه السّلام در رحبه سوگند داد مردم را و از آنها سؤال فرمود ، پس جمعى بالغ بر ده و اندى برخاستند كه در ميان آنها مردى بود كه جبّهء بر تن داشت و بر آن بالاپوش حضر موتى افكنده بود پس آن گروه شهادت دادند . . بشرح حديث . 4 - زاذان بن عمر ( شرح حال او در صفحهء 116 جلد 1 ذكر شده ) احمد پيشواى حنبليان در جلد 1 مسندش در ص 84 با بررسى در سند آورده از ابن نمير ، از عبد الملك ، از ابى عبد الرحيم كندى ، از زاذان بن عمر كه گفت : سخن على عليه السّلام را شنيدم كه در رحبه از مردم سؤال كرد و آنها را سوگند داد كه هر كس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در روز غدير خم ديده و سخنان او را شنيده برخيزد و گواهى دهد ، سيزده تن برخاستند و شهادت دادند كه آنها از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدند كه ميفرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه . و حافظ هيثمى در جلد 9 « مجمع الزوايد » ص 107 اين حديث را از زاذان ، از طريق احمد بلفظى كه ذكر شد روايت نموده ، و همچنين ابو الفرج ابن جوزى در جلد 1 « صفة الصفوة » ص 121 و ابو سالم محمّد بن طلحهء شافعى در « مطالب السؤال » ص 54 ( در سال 1302 بچاپ رسيده ) و ابن كثير شامى در جلد 5 « البداية و النهاية »